مصاحبه شادمهر بارادیو بی بی سی
کنسرتهای "شب باخت ایران" خیلی داغ بود. یکی از کنسرتها در زمین سرباز بود و یکی دیگه در سالن سرپوشیده. در سالن سرپوشیده بود که شادمهر رو پشت صحنه دیدم. با اینکه بخاطر باخت ایران، کلی حالش گرفته بود، ولی با دیدن روی ایرانی ها که بخاطر جام جهانی آمده بودن آلمان، گل از گلش شکفت و تو اجراش سنگ تموم گذاشت.شادمهر، اولاً می بینم که حسابی تیپ زدی! بعدشم دیدی که امشب خیلی از بچه ها از ایران اومده بودن ...خیلی خوب بود. وقتی من پرسیدم که "کیا از ایران اومدن" و دیدم که کلی دست بالا رفت، خیلی خوشحال شدم. چون خیلی وقت آرزوم بود که برای بچه های توی ایران برنامه اجرا کنم. فوتبال رو هم توی استادیوم دیدی؟نه. توی تلویزیون هتلم توی خود فرانکفورت دیدم.خودت اهل ورزش هستی؟من یه موقعی خیلی ورزش می کردم. اما الان دیگه پیر شدم!پیر نشدی که بابا! فقط چهار تا دونه از موهای سرت سفید شده! ... روی صحنه هم که مثل همیشه با سازهای مختلف مثل ویلن و گیتار هنرنمایی کردی. اجراهای خیلی جالبی داشتی.درسته. اجراهای این دفعه با چیزی که توی نوار بود یک مقداری فرق داشت. مخصوصا آهنگ " آدم فروش" و "خیالی نیست" رو یک جور دیگه اجرا کردم و مردم هم خوششون اومد.شادمهر با ارکستر زنده کنسرت داد، بهزاد پیشرو از گروه سندی باهاش جاز می زد. مازیار هم (رهبر ارکسترش) پشت ارگ چشمهاشو بسته بود و کنترل انگشتهاش دست خودش نبود.چندین بار بچه های ایران با شعار " ایران ، ایران" و دست زدن تشویقش کردن.الان تازه داره همه آهنگ های آلبومت جا میافته.خیلی از آهنگ ها ی آلبوم جدیدت " پاپ کرن " شعرهای کوتاهی دارن. چرا اینجوریه ؟ آیا از دست شاعرا ذله شدی و ترجیح می دی بیشتر روی آهنگ یک ترانه تاکید کنی؟آلبوم "پاپ کرن" یک آزمایش بود و یه سری از آهنگ ها با سلیقه گروه سنی 9 تا 14 سال جور در اومده و یک سری دیگه از اونها به سلیقه خود من و دوست داشتم که سبکهای مختلف موسیقی جوون پسند امروزی رو توی این آلبوم آزمایش کنم، علت شعرهای کوتاه بعضی از آهنگها هم همینه.تیم ملی رو تا حالا دیدی؟هنوز وقت نشده. به خاطر یک سری مسائل حراستی شاید دیدنشون یک مقداری براشون مشکل ساز بشه.چند وقت آلمان میمونی؟یک هفته دیگه اینجا هستم و بعد میرم فرانسه.کارهای جدیدت چیه؟یک سری کار هست با خانم "آمس" انجام دادم که تا سه چهار ماه دیگه میاد بیرون و دیگه تنظیمی که روی آهنگ فوتبال " پاینده ایران " کردم که تعداد زیادی از خواننده ها خوندن. البته خودم یک ترانه حماسی برای تیم فوتبال ساخته بودم که قبول نکردن. رو تنظیم این آهنگ زیاد وقت نگذاشتم شاید فقط یکساعت بیشتر وقت صرف نکردم.با آرزوی موفقیت روزافزون برای شادمهر عقیلیستاره ی موسیقی پاپ ایران
...
آلیس کنار چراغ راهنما ایستاد و به رایموند تلفن کرد.
بعد از زنگ هفتم رایموند گوشی را برداشت. صدایش غریبه بود و دور.
...
«آلیس - یودیت هرمن»
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
چه بسیارند افرادی که عمری در غفلت و سرگردانی می زیستند و عمر خود را در غفلت و عصیان منعِم خویش گذراندند و بدون آنکه انقلابی درونشان ایجاد شود، توفیقی بر استغفار و عرض پشیمانی نیافتند و با همان حال از دنیای فانی و به سرای باقی منتقل شدند. ولی گروهی نیز گرچه در ابتدا از صلاحیت ظاهری برخوردار نبودند، ولی قابلیت کسب توفیق الهی را دارا بوده و یک شبه ره صد ساله را طی کردند و عاقبتشان غرق در خیر و نور شد.
این افراد که تعدادشان هم کم نبوده است، به دعوت وجدان خویش لبیک گفته و با هوای نفس خویش مقابله نمودند و برخی تا حدی پیش رفتند که نامشان جاودانه گشته و در زمره ی عالمان ربانی و عارفان رحمانی ثبت شدند
چرا فقط بعضی وقتها دختر خوبی می شم؟؟؟؟
علتشو می دونید؟؟؟
سلام خداجونمممممممم
آخیش بالاخره این طلسم شکست تامن بیام اینجا حرف بزنم
اینقد حرف داشتم که بهت بگم
درسته خودت خبر داری
من سرنماز باهات حرف میزنم
شباباهات حرف میزنم
ولی خب اینجا که مینویسم یه حس دیگه است
اولش اینکه خواهش میکنم کمکم کن خوب بشم
باورکن خسته شدم
نمیتونم هیچ کاری بکنم
یعنی الان کارم فقط درسه ها
ولی خب نمیتونم بخونم
حتی نمیزاره شباهم بخوابم اینقد سرفه میکنم وآخرشم......
من روز عیدی اینقد حالم بد بود رفتم بیمارستان
ولی بازم حالم خوب نشد
آخرشم آزمون این هفته مو گند زدم
یادم می افته هنوزم میخوام گریه کنم
خیلی زحمت کشیده بودم ترازمو ببرم بالا
زیاد هم نمیخواستم
میخواستم کم کم برم بالا
ولی اینقد تمرکز نکردم بااین سرفه هایی که تهش حالم بهم میخوره
خراب کردم درسایی که خیلی خوب خونده بودم خیلی خراب کردم:(
به مامانم قول داده بودم ازمهر بابرنامه قلم چی بخونم
وترازمو کم کم ببرم بالاحداقل هربار 200 تا بهش اضافه بکنم
خیلی بد شد بدقول شدم پیشش
امروزم که تومدرسه حالم بهم خورد
باز رفتم دکتر
منی که پامو نمیزارم تومطب دکتر دیگه بهش التماس میکردم بستریم کنه
فقط زود بشم دیگه تحملشو ندارم
مخصوصا با جریانات دیروز دیگه واثعا تحملشو ندارم
ولی قبول نکرد بازم آمپول وقرص ودارو
ازوقتی رسیده بودم سر آمپول وقرصا خوابیده بودم
الان بیدار شدم
خدایا خواهش میکنم من هرکاری میکنم خوب بشم
کمکم کن
ازدیروز اینقد اعصابم خراب شده
میگم من اصلا قبول نمیشم
اه
خداجونم؟
چهارشنبه سالگرد بابامه
میزاری بیاد پیشم؟
حالم خیلی خرابه
آخه بهش بگو بابایی بی وفا
یادته 3-4 سالم بود یه بار نزدیک بود ماشین بزنه بهم
گریه کردی گفتی کوثرنباشه من چطوری زندگی میکنم؟
خب آخه بابایی بی وفا
نمیگی کوثر الان چطوری زندگی میکنه بدون تو؟
نمیگی من هنوزم عادت نکردم به نبودنت؟
به اینکه دیگه نباشی وقتی که موهامو کوتاه میکنم بگی هرکی موهای دخترمو کوتاه کنه کچلش میکنم؟
آخه بخاطرکنکورم رفتم کوتاه کردم:(
اه بابایی خیلی دلم گرفته
چهارشنبه میام پیشت باهات کلی حرف بزنم
لیست کل یادداشت های این وبلاگ