سه شنبه 92 مهر 30 , ساعت 4:59 عصر
بگذار تکه ای از
خاطراتمان را بردارم
واز جایی که آمدی
ونمی روی
زمان را متوقف کنم
خیالی نیست.......
آینده هرچه باشد ...باشد
من بزرگترشدن بی تو را
نمی خواهم
بهار و پاییز و تابستان هم
بگذار درهمین زمستان
تو بهارم باشی
اما می دانم
ازهمان کوچه ای تمام می شوی
که روزی آمده ای ..........
................................................................
پ ن.زیاد به کسی وابسته نشو ُمردم این شهر از دور دوست داشتنی ترند
پ.ن 2:خوبی که ازحد بگذرد نادان خیال بد کند
نوشته شده توسط دنیا | نظرات دیگران [ نظر]
لیست کل یادداشت های این وبلاگ