سه شنبه 92 مهر 30 , ساعت 1:25 عصر
روی بلور پنجره
بر قاصد پر شکسته
سمت آسمان دودی
ها کردم
باد نخواند آرزویم
خورشید، طلایه دار غمم
ناگه،
ابری مهربان رخ نواخت
پرپروک پرید ...
پرپروک ینی پروانه
خواب دیدم، صابون دزدیدم دنبالمن :|
نوشته شده توسط دنیا | نظرات دیگران [ نظر]
لیست کل یادداشت های این وبلاگ