فراخ سینگى و بردبارى دست‏افزار سرورى است و سالارى . [نهج البلاغه]
 
دوشنبه 92 مهر 15 , ساعت 7:38 عصر





 یار من یوسف نیا، اینجا کسی یعقوب نیست
لحظه ای چشمانشان، از دوریت مرطوب نیست

ای گل زیبای من! از غربتت اشکی نریخت

نازنین! اینجا خدا هم پیششان محبوب نیست

نوبهارم درفراقت هیچ کس محزون نشد

منجی انسانییت! اینجا شرایط جور نیست

گرچه در هر جمعه ای، زیبا، دعایت می کنند

این دعاها بر زبان است؛ جنسشان مرغوب نیست

مهربان، اینجا همه مرعوب دنیا گشته اند

طوق ها بر گردن است و، هیچکس منصور نیست

گر چه در هر صبح و شام، داد از تمنای ظهورت می زنند

این تمنا بر لبان است؛ قلبشان مشروب نیست

یادگار رحمت للعالمین! اینجا کسی از رحمتت چیزی نگفت

دائم از شمشیر و گردن صحبت است و، هیچ  نیست

ای گل نرگس، حضورت را کسی هشیار نیست

لحظه ای چشمانشان را شستشوی آب نیست











لیست کل یادداشت های این وبلاگ