طرح توجیهی تولید چرم و سالامبور با ظرفیت تولید 400 هزار فوت مربع در سال
موضوع طرح : تولید چرم و سالامبور
ظرفیت : 400 هزار فوت مربع در سال
محل اجرای طرح : قابل اجرا در سراسر کشور
میزان اشتغالزایی : هجده نفر
دوره بازگشت سرمایه: بیست و یک ماه
چکیده: ایجاد
صنایع وابسته به صنعت دامپروری و دامداری در مناطق دارای این گونه صنایع،
علاوه بر ایجاد اشتغال مؤثر میتواند با توسعه زیرساخت هایی به منظور
استفاده از مواد اولیة در دسترس و کسب ارزش افزوده ، موجبات تکمیل زنجیره
تولید را فراهم نماید
ایجاد
کارخانه تولید چرم و سالامبور نیز از جمله این فعالت ها است که میتواند با
استفاده از محصولات فرعی واحدهای دامداری در رونق صنعت دامپروری مؤثر واقع
شده و با تولید چرم و سالامبور علاوه بر ایجاد اشتغال مستقیم، زمینه ساز
اشتغال در صنایع پایین دستی خود گردد و به این ترتیب چرخه تولید منطقه را
از تولید محصولات غذایی مورد استفاده دام ها تا تولید مصنوعات چرمی کامل
کند.
وجود صنعت
چرم و سالامبور سازی یک مزیت برای بالا بردن ارزش افزوده فرآورده های دامی
نیز میباشد زیرا با تبدیل پوست به چرم علاوه بر افزایش کیفیت پوست ، ارزش
افزوده خوبی را نیز میتوان کسب کرد . بنابر این بیتردید وجود این گونه
صنایع جنبی را میتوان امری مناسب و غیر قابل اجتناب برای مناطقی با
تولیدات دامی بالا دانست که قادر به افزایش رونق اقتصادی در این مناطق
خواهد بود.
همچنین ارزآوری و درآمد ارزی حاصل از صدور چرم و محصولات آن علاوه بر افزایش صادرات غیرنفتی باعث افزایش درآمد ناخالص ملی میگردد.
...
فرمت فایل: DOC (ورد 2003) قابل ویرایش تعداد صفحات: 18
برای دانلود فایل اینجا کلیک کنید

امنیتی در ولایت جوزجان می گویند: به نسبت حملات مخالفان مسلح دولت در ولسوالی های
قوش تپه و درزآب، 60 درصد مراکز نام نویسی رای دهندگان بسته شده است.
بعضی دخترا وقتی میشنون خواستگار واسشون اومده
دروغه؟بگو دروغ میگی!!!
یک شبی مجنون نمازش را
شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش
کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم
کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم
داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می
زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو
مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ...
من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت
منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و
نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا
باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما
نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از
لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی
گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در
میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت
کرده بود
مرد راهم باش تا شاهت کنم.
راهت کنم.
لیست کل یادداشت های این وبلاگ